برچسب:
نویسنده: باران شمس
کاش صدایم را کسی می شنوید
بیشتر از آن که کرونا بیدار باشد ما خوابیم
شیطان آن زمان قدرتمند می شود که انسان ها او را قدرتمند می پندارند
و خداوند مقرر کرده انسان آن قدر دست و پا بزند که بیدار شود
و یاد بگیرد ترس و اشتیاقش تنها او باشد
برچسب:
نویسنده: باران شمس
هر انسانی دوره خاصی در زندگی داره
که خیلی سخته
و همیشه هم تموم میشه
توی این آشوب
بعضی ها کم میارن
بعضی ها فراموش میشن
بعضی ها برمیگردن به خونه ی اول
و اما ...
بعضی ها بزرگ میشن
آدم های ساده و سخت
آدم های خاص
برچسب:
نویسنده: باران شمس
همیشه راهی وجود دارد
که بهایی دارد
گاه کم
گاه زیاد
گاه با دیگران
گاه بی دیگران
گاه با درد
گاه با ناز
می شود از کنارش رد شویم و نبینیمش
یا ما در پی او و او گریزان باشد
اما انتخاب هر زمان باشد
همیشه راهی وجود دارد
برچسب:
نویسنده: باران شمس
از نیمه شب گذشته
کوله بارهایی پیش رویم
خوابم گرفته
و مرد تشنه ای که خواسته هایش یادش رفته
همه برمی گردند
و نیمشان می روند
به سوی مردی تشنه
که دنیایی را سیراب کرد
برچسب:
نویسنده: باران شمس
برچسب:
نویسنده: باران شمس
زمان، فرصت ندارد
می راند و له می کند
هر که همراهش بود لبخندی هدیه می گیرد
و ماندگان شلاق حسرت
برچسب:
نویسنده: باران شمس
این روزها درون خانه ی ما باران گرفته
میان مامان و بابا بسیار دعوا گرفته
گهی بیمار،گهی خسته و یا خواب،اما
بوسه بر چشم و بر لب بالا گرفته
برچسب:
نویسنده: باران شمس
لبه پشت بام
قدم قدم قدم
لذت بخش است
وقتی که می ترسی
وقتی که می ریزی
فقط کاش سقوطش عوض می شد
من آسمان می خواهم
برچسب:
نویسنده: باران شمس
فکرم دارد تغییر می کند
هی می پرد
سبز روشن می شود
بعضی وقت ها سفید
دوست دارد عرق کند
بزند
بشکند
حتی قلبی را
عقده ای شده
جنون شده رفیقش انگار
بیچاره قلبم و قلبش
دوست ندارند فقط سبز باشند
آن ها فقط
کمی آب می خواهند
کمی حرف های شیرین
برچسب:
نویسنده: باران شمس
دنیا برایم کوچک شده بابا
قلبم جا نمی شود
از وقتی فهمیده ام زمین کوچک است
تصمیم گرفته ام زندگی ام تو باشی بابا
احساس می کنم ماشین ها، ساختمان ها، دریاها همه کوچکند
فقط قدم کمی بلند است همین
آن هم وقتی تو بلندم می کنی بابا
برچسب:
نویسنده: باران شمس
برچسب:
نویسنده: باران شمس
برچسب:
نویسنده: باران شمس
برچسب:
نویسنده: باران شمس
برچسب:
نویسنده: باران شمس