خیر و شر
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 8:03
حماقت و ترس، سال هاست دارد از انسان تلفات سنگین می گیرد رنجور می کند و کم کم جانشان را می گیردو این نیست جز نتیجه ی تنهایی و ناپاکی آن ها و این ها نیز به وجود نخواهند آمد مگر در غیاب اصولی واحدقوانینی کامل وجامع برای همه انسان ها، که با وجود همه ی توانشان هیچ گاه نخواهند توانست آن را ترسیم کنندو جنگ...
قدرت کرونای حقیر
-
تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 0:26
کاش صدایم را کسی می شنوید بیشتر از آن که کرونا بیدار باشد ما خوابیم شیطان آن زمان قدرتمند می شود که انسان ها او را قدرتمند می پندارندو خداوند مقرر کرده انسان آن قدر دست و پا بزند که بیدار شود و یاد بگیرد ترس و اشتیاقش تنها او باشد
آدم های خاص
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:38
هر انسانی دوره خاصی در زندگی دارهکه خیلی سختهو همیشه هم تموم میشهتوی این آشوببعضی ها کم میارنبعضی ها فراموش میشنبعضی ها برمیگردن به خونه ی اولو اما ... بعضی ها بزرگ میشنآدم های ساده و سختآدم های خاص
همیشه راهی وجود دارد
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:38
همیشه راهی وجود داردکه بهایی داردگاه کم گاه زیادگاه با دیگرانگاه بی دیگرانگاه با دردگاه با نازمی شود از کنارش رد شویم و نبینیمشیا ما در پی او و او گریزان باشداما انتخاب هر زمان باشدهمیشه راهی وجود دارد
مرد تشنه
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:38
از نیمه شب گذشتهکوله بارهایی پیش رویمخوابم گرفته و مرد تشنه ای که خواسته هایش یادش رفته همه برمی گردندو نیمشان می روندبه سوی مردی تشنهکه دنیایی را سیراب کرد
اسب بی قرار
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:38
روزهاست صدای اسبی در گوش استکمی جلو،کمی عقببی قرار استاشک های سوارش بی قرارش کردهشیهه می کشدپا بر زمین می زنداما باز به سکوت می خواندشمتحیر مانده از صبر صاحب سیاه پوششچاره ای نداردخیره به او منتظر می
حسرت
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:38
زمان، فرصت ندارد می راند و له می کندهر که همراهش بود لبخندی هدیه می گیردو ماندگان شلاق حسرت
بوسه باران
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:38
این روزها درون خانه ی ما باران گرفتهمیان مامان و بابا بسیار دعوا گرفتهگهی بیمار،گهی خسته و یا خواب،امابوسه بر چشم و بر لب بالا گرفته
ریختن
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 16:26
لبه پشت بام قدم قدم قدم لذت بخش است وقتی که می ترسی وقتی که می ریزی فقط کاش سقوطش عوض می شد من آسمان می خواهم
جنون سبز
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 16:26
فکرم دارد تغییر می کند هی می پرد سبز روشن می شود بعضی وقت ها سفید دوست دارد عرق کند بزند بشکند حتی قلبی را عقده ای شده جنون شده رفیقش انگار بیچاره قلبم و قلبش دوست ندارند فقط سبز باشند آن ها فقط کمی آب می خواهند کمی حرف های شیرین
بابای خودم
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 16:26
دنیا برایم کوچک شده باباقلبم جا نمی شوداز وقتی فهمیده ام زمین کوچک استتصمیم گرفته ام زندگی ام تو باشی بابااحساس می کنم ماشین ها، ساختمان ها، دریاها همه کوچکندفقط قدم کمی بلند است همینآن هم وقتی تو بلندم می کنی بابا
عزادار
-
تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 19:39
سلامدر این دفترچه، سبزه و دریا با رنگ سبز دریابا کمی تجربه به زبان امروز برای فرداگاه خنده گاه گریهبرای خودو دوستان خودمی نگارندآرزوی دلی دریایی و قدم هایی سبزبرای مهمانان دریای سبزممنون از همه ی اونایی که نگاهی به این دفترچه میندازنمطالب رو با دقت می خونن و ایرادها رو یادآوری میکننهمه ی مطالب از خو...
لیلی من
-
تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 19:39
سلامدر این دفترچه، سبزه و دریا با رنگ سبز دریابا کمی تجربه به زبان امروز برای فرداگاه خنده گاه گریهبرای خودو دوستان خودمی نگارندآرزوی دلی دریایی و قدم هایی سبزبرای مهمانان دریای سبزممنون از همه ی اونایی که نگاهی به این دفترچه میندازنمطالب رو با دقت می خونن و ایرادها رو یادآوری میکننهمه ی مطالب از خو...
دخترک پیش من است
-
تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 19:39
سلامدر این دفترچه، سبزه و دریا با رنگ سبز دریابا کمی تجربه به زبان امروز برای فرداگاه خنده گاه گریهبرای خودو دوستان خودمی نگارندآرزوی دلی دریایی و قدم هایی سبزبرای مهمانان دریای سبزممنون از همه ی اونایی که نگاهی به این دفترچه میندازنمطالب رو با دقت می خونن و ایرادها رو یادآوری میکننهمه ی مطالب از خو...
دنیا
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:06
دنیا تاریخ : شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ ساعت | نویسنده : سعید نوربخش | | موضوع : نثر آه دنیا می خراشی بدون آن که بشود تو را دید سفید می کنی سیاه می کنی بدون آن که جرمی مرتکب شوی نه منطق داری نه احساس قانونی داری از جنس ابهام زندگی را آتش می زنی فردایش گلستان می کنی و رو
زنده های مرده
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:06
سلامدر این دفترچه، سبزه و دریا با رنگ سبز دریابا کمی تجربه به زبان امروز برای فرداگاه خنده گاه گریهبرای خودو دوستان خودمی نگارندآرزوی دلی دریایی و قدم هایی سبزبرای مهمانان دریای سبزممنون از همه ی اونایی که نگاهی به این دفترچه میندازنمطالب رو با دقت می خونن و ایرادها رو یادآوری میکننهمه ی مطالب از خو...
سفید
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 16:37
سلامدر این دفترچه، سبزه و دریابا رنگ سبز دریابا کمی تجربهبه زبان امروزبرای فرداگاه خندهگاه گریهبرای خودو دوستان خودمی نگارندآرزوی دلی دریایی و قدم هایی سبزبرای مهمانان دریای سبزممنون ازهمه ی اونایی کهنگاهی به این دفترچه میندازنمطالب رو با دقت می خوننو ایرادها رو یادآوری میکننهمه ی مطالب از خودمونهپس...
داستان کر و لال خرما فروش
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 16:37
تاریخ : پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵ ساعت | نویسنده : سعید نوربخش | | موضوع : نثر همین نزدیکی ها ، کنار دیگر آدم ها ، در یکی از آبادی ها مردی زندگی می کرد نه زبان داشت نه گوش، کرو لال بود مغازه کوچکی داشت او خرما می فروخت و روزگار را نسبتا خوب میگذراند تا یکی از سال ها که کارش لنگ شد و بدهی اش زیاد هرچه
اشکم تمام
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 16:37
سلامدر این دفترچه، سبزه و دریابا رنگ سبز دریابا کمی تجربهبه زبان امروزبرای فرداگاه خندهگاه گریهبرای خودو دوستان خودمی نگارندآرزوی دلی دریایی و قدم هایی سبزبرای مهمانان دریای سبزممنون ازهمه ی اونایی کهنگاهی به این دفترچه میندازنمطالب رو با دقت می خوننو ایرادها رو یادآوری میکننهمه ی مطالب از خودمونهپس...
خیلی راحت
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 16:37
سلامدر این دفترچه، سبزه و دریابا رنگ سبز دریابا کمی تجربهبه زبان امروزبرای فرداگاه خندهگاه گریهبرای خودو دوستان خودمی نگارندآرزوی دلی دریایی و قدم هایی سبزبرای مهمانان دریای سبزممنون ازهمه ی اونایی کهنگاهی به این دفترچه میندازنمطالب رو با دقت می خوننو ایرادها رو یادآوری میکننهمه ی مطالب از خودمونهپس...